اهل دل را دو خصلت باشد:
دل سخن پذیر!
سخن دل پذیر!
خود را در این جمله پیدا کنید. کدام یک هستید ؟
اما به راستی انسان چیست ؟
به دنیا پا نهاده ای!
درست مانند:
کتابی باز،ساده و نانوشته
خود، و نه،کس دیگر
چه کسی می تواند چنین کند؟
چگونه؟
چرا؟
به دنیا آمده ای!
همچون یک بذر زاده شده ای!
می توانی همان بذر بمانی و بمیری.
اما می توانی گل باشی و بشکفی.
می توانی درخت باشی و ببالی.
(بر گرفته از کتاب "لطفا گوسفند نباشید ")
با تشکر آزاده
دختر هزاره
روزی که این وبلاگ را زدیم افکار بزرگی در سر داشتیم ، از این که می توانستیم اهداف و افکارمان را
بیان کنیم و با افکار دیگران آشنا شویم بسیار شادمان بودیم.
احساس می کنیم تا به امروز آنطور که باید و شایسته است در مورد افکار و اهداف یک دختر هزاره صحبت نکرده ایم.
ولی از این به بعد ... می خواهیم تمامی افکار و اهدافمان را به عنوان یک دختر هزاره بیان کنیم.
و نشان دهیم فکر می کنیم، طغیان می کنیم،تلاش می کنیم، ایمان داریم پس هستیم تاابد.
برای آغاز ... مطلب بسیار زیبایی را در مورد تکنولوژی فکر بزرگترین اکتشاف قرن مان انتخاب کردیم .
مطمئنیم پس از خواندن این مطلب دیدگاه بسیار متفاوت تری نسبت به زندگی ، و انسان و بلند پروازی پیدا می کنید.
سعی کنیم گوش کردن را بیاموزیم چون گاهی فرصت ها بسیار آهسته در می زنند.
پس این فرصت را از دست ندهید!
20قرن از تاریخ میلادی بر بشر گذشت و انسان می رود تا هزاره ی سوم تاریخ را رقم بزند.
این در حالی است که بشر تحولات عظیمی در زمینه های علم وتکنولوژی پشت سر گذاشته و در زمینه ی صنعت کشاورزی ارتباطات و مخابرات بخصوص در حوزه ی کامپیوتر ها و ماهواره ها به دست آوردهای بزرگی دست یافته است.
کامپیوتر ها با سرعت سرسام آوری جایگزین انسان شدند و اداره ی همه ی امور را به دست گرفته اند به طوریکه اگر روزی کامپیوتر ها اعتصاب کنند و با بشر قهر کنند زندگی روی کره ی زمین دچار اختلال شده و همه ی سیستم ها ی اجرایی فرو می ریزد.
گویی دنیای انسان ها بدون کامپیوتر ها به آخر می رسد.امروزه کامپیوتر ها هواپیماها،سفینه های فضائی را کنترل می کنند و روبوتها را در کارخانجات به انواع و اقسام کارها وا می دارند و در یک کلام کامپیوترها سمعا و طاعتا در خدمت انسان ها هستند و هر طو ر که آّنها بخواهند عمل می کنند.
قبل از آغاز قرن بیست و یکم در سالهای اخیر بشر سوالی حیاتی را مطرح کرده است و از خود پرسید:
من که امروز توانسته ام این گونه مقتدرانه در همه عرصه های علم و تکنولوژی حرکت کنم چرا نتوانسته ام برای خودم کاری انجام دهم؟
چرا بشر در آستانه ی قرن جدید دچار نابسامانی فکری و روحی شده است و با خود بیگانه شده است و دائم از خود فرار می کند و به الکل مواد مخدر و انواع قرصها و داروهای روانگردان و خواب آور و آرام بخش پناه می آورد.
چرا این قدر فقیرانه و مایوس زندگی می کند؟
چرا انسان اینقدر خود را ناتوان می بیند؟
با وجود این همه موفقیت های علمی و تکنولوژیکی چرا انسان اعتماد به نفس ندارد؟
مایوس و افسرده است؟
نهادش نا آرام و احساسش متزلزل است.
آمار طلاق ها ،خود کشی ها بیماری های روانی و روحی و انواع ناهنجاریهای اجتماعی درمیان نسل جوان و سایر اقشار جوامع بشر را به زیر این سوال مهم و استراتژیک برده است
که چرا این گونه زندگی می کنی؟
چرا با وجود این همه احتراعات و ابتکارات و کشفیات برای خود کاری نکرده ای؟
چرا برای روحت کاری نکرده ای؟
کنجکاوی بشر در راستای پاسخ دادن به این سوال او را به کشف پدیده ای بنام تکنولوژی فکر رساند.
بشر با تکنولوژی فکر فصل جدیدی در تاریخ تحول خود در آستانه ی قرن 21 پدید آورد.
او دریافت که باید با اصول تکنولوژی فکر زندگی کند تا به تمام نا بسامانیهای یک زندگی پایان دهد و دنیای قشنگی را برای خود بسازد و لذا
بشر در قرن جدید پس از گذراندن دوران "سخت افزار" و"نرم افزار" اینک به مقطع جدیدی از تاریخ زندگیش رسیده است به نام "فکر افزار".
راز این تکنولوژی چیست؟
راز این تکنولوژی این است که انسان در وجودش کامپیوتر عظیمی دارد،
بنام "ضمیر ناخودآگاه"(subconscious Mind)
که اگر این کامپیوتر را صحیح برنامه ریزی کند تمام سیستم وجودی خود را می تواند تغییر دهد و هر آنطور که می خواهد خود را بسازد.
ضمیر نا خود آگاه روحیه شخصیت و نظام باورهای آدمی را می سازد و ارتباط انسان را با کل آفرینش برقرار می کند و تمام اسباب و رسائل تحقق اهداف و آرزوهای او را فراهم می نماید و از قدرت ماورا الطبیعه خود استفاده کند و هر آنچه را که اراده می کند خلق کند.
اگر چه ابعاد این توانایی هنوز برای بشر در قرن 21 هنوز مکشوف نیست اما بشر دریافته که با بهره گیری از این قدرت بی نهایت می تواند دنیای جدیدی خلق کند و زیبا زندگی کند.
سعادت و خوشبختی انسان که خلیفه و جانشین خداوند روی زمین است مستلزم کاربرد تواناییهای شگرفی است که خدا در وجود او قرار داده و این توانایی ها زمانی بروز می کند که انسان به شناسایی قدرت بی کران خود بپردازد و با استفاده از چنین قدرتی که مایه ی مباهات خداوند است هم دنیای مطلوبی برای خود ایجادکند هم آخرت زیبایی برای خود بیافریند.
به همین خاطر پیامبر بزرگ اسلام می فرماید:"من عرف نفسه فقد عرف ربه".
هر کس خودش را شناخت خدایش را شناخته است .
واقعیت این است که اگر هر کس به درستی با خود ملاقات کند و به اسرار درون خود و به قدرت بی کران وجود خود پی ببرد و از آنها صحیح استفاده کند سعادتمند و خوشبخت خواهد شد.
اینک چرا نام این تکنولوژی را"تکنولوژی فکر"نهاده اند؟
به این دلیل است که در واقع همه چیز برای بشر از فکر او آغاز می شود و فکر سیگنال ورودی بسیار مهمی برای کامپیوتر ضمیر نا خود آگاه به حساب می آید و پدیده ی فکر است که ضمیر ناخود آگاه را هدایت و فرماندهی می کند .
بشر تازه به این حقیقت دست یافته است در حالیکه دین ما در هزار و چهار صد سال پیش انسان ها را به فکر کردن دعوت کرده و عنوان کرده است
یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت است.
صدها ، هزارها و میلیون ها انسان در سراسر دنیا با استفاده از "تکنولوژی فکر" که بزرگترین اکتشاف بشر در قرن حاضر است توانسته اند به ناکامی ها ی یک زندگی پایان دهند
و به گونه ای دیگر زندگی کنند و
به همه ی اهداف و رویاهایشان تحقق ببخشند.
آرزو دارم که مردم افغانستان نیز تلاش کنند تا در زمینه ی این اکتشاف بزرگ نسل ما بیشتر مطالعه کنند و آن را در زندگی خود به کار گیرند
تا بتوانیم با سرعت افزونتری
به رویایمان یعنی داشتن افغانستانی بهتر و آزاد و آباد و متحد
دست یابیم و وطن و کشوری بسازیم همانطور که می خواهیم!
باتشکر
دختران هزاره
گر بدین سان باید زیست پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست
گر بدین سان باید زیست پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک
با تشکر
" آزاده"


