تبليغاتX
دختر هزاره

هشدار
چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 12:38

 

    فراموش کن!

            هر خطای رفته ی دیرینه را

                   و شادمان باش که در دنیایی زیست می کنی سر شار از فرصت ها

       

  بکوش ناامید نشوی

                 آنگاه که گردون به مراد نمی گردد

        

       هشدار!

             زندگی آسان نیست

          اما این کار دشوار و این زمان محدود

                  می تواند همانی باشد که تو می خواهی.

 

نوشته شده توسط .:: آزاده ::. | موضوع: | لینک ثابت |
ما و دیدگاه های مختلف
سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت 17:39

                   

سلام

این حقیقت را باید پذیرفت که افغانستان کشوری بوده است که بیشتر در جنگ به سر برده و مردم عام آن اکثرا از درس و مدرسه و کتاب به دور بوده اند و توانایی درک بسیاری از افکار و صحبت ها را نداشتند.

اما در این میان عده ای بودند که هیچ گاه سختی های جنگ را نچشیدند و در کشورهای دیگر به عنوان مهاجر زندگی کردند. ولی مهاجرت نیز سختی های زیادی در بر دارد. افغان هایی که به کشورهای دیگر هجرت کردند چون دیگر صدای توپ و تانک آزارشان نمی داد و چون وحشت و اضطراب سراسر وجودشان را در بر نگرفته بود و امنیت را احساس می کردند مجالی یافتند تا زندگی کنند. آنها تحصیل کردند. کتاب خواندند. با افکار بزرگ آشنا شدند و به نیروی اراده ی انسان ایمان پیدا کردند .

اما آنها وقتی یادشان می آمد که افغانستان کشور آنهاست و آنها تنها مهاجر هستند، دو نوع عکس العمل داشتند:

1. عده ای آنجا را خرابه ای می دانستند که هیچ گاه درست نخواهد شد جایی که همه چیز بوی مرگ می دهد و هیچ امیدی نمی توان به رشد و پیشرفتش داشت.

2. و عده ای با اینکه می دانستند افغانستان یک کشور جنگ زده است و مردم آن از ساده ترین امکانات زندگی و رفاهی برخوردار نیستند. ولی هیچ گاه ضعف های کشورشان را ضعف های خود ندانستند و گفتند با همه ی کمبودهایش وطنم است. جایی است که گذشته ی من اجداد و نیاکان من در آن بزرگ شدند و زندگی کردند. شاید مردمش از خیلی از چیز ها محروم بودند و همیشه سخت زندگی کردند. ولی همین سختی ها آنها را ساخت. آنها اعتقاداتی دارند و چیزهای با ارزش معنوی دارند که آرزوی بسیاری از کسانی است که در کشورهای پیشرفته زندگی کرده اند. و آنها با تاکید و تمرکز بر جنبه های مثبتی که همیشه وجود دارند ولی شاید کم باشند در خود هدف آفریدند. در خود امید ایجاد کردند. تا همه ی تلخی های هجرت و حقارت را فراموش کنند. و گفتند اگر ویرانه است آبادش می کنیم.

و ...

قبول داریم که افغان ها تا به امروز اشتباه رفتند. افغانستان تنها کشوری نبود که قربانی جنگ و جنایت شد کشور فلسطین هم سالهای زیادی است که با جنگ دست و پنجه نرم می کند. ولی هیچ گاه از ضرورت علم و دانش غافل نشد. اینکه گذشتگان ما در مورد این ضرورت محض باز هم اشتباه کردند را می پذیرم. تقصیر آنها نبود به آنها یاد نداده بودند که یاد بگیرند.

ولی ما که افرادی هستیم که از علم بهره مند شده ایم و یاد گرفته ایم که هم خوبی ها وجود دارند هم بدی ها. هم نیمه ی خالی و هم نیمه ی پر. پس باید نیمه ی پر لیوان را در نظر بگیریم و به افغانستان یعنی وطنمان به عنوان کشوری نگاه کنیم که باید ساخته شود و آن هم با دست های توانای ما .

پس هدفمان را فراموش نکنیم و امید ما ن را هیچ گاه از دست ندهیم و برای رسیدن به آرمانمان تلاش کنیم و به خدا توکل کنیم.چرا که روزی باید در محضر او به خاطر همه ی کرده ها و نکرده هایمان پاسخگو باشیم.

و همه ی تلاش من هم به خاطر این است که در آن روز حرفی برای گفتن داشته باشم و در پیشگاه این خوبی مطلق شرمنده نباشم. چرا که ما به خاطر اعمالی که به کوچکی یک دانه ی خردل باشند باز خواست می شویم چه برسد به اموری به این مهمی که مربوط به سرنوشت کشورم, سرنوشت خودم و ایمان و اعتقادات و ارزشهایم است.


کاش انسان بودن مسئول بودن و در اندیشه ی سرنوشت دیگران بودن وظیفه نباشد بلکه صفت آدمی باز هم بالاتر وجود آدمی باشد.

و با خود می گویم :

گرچه شب تاریک است / دل قوی دار سحر نزدیک است.



با آرزوی داشتن افغانستانی آزاد

شیرین

 

نوشته شده توسط .:: آزاده ::. | موضوع: | لینک ثابت |
افغانستان زنده و بیدار است چون مردمی زنده و بیدار دارد.
یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 6:6
 

((ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب))

 

سفر شاید پیش از رسیدن به تسلط دراز و دشوار باشد. اما هرگز از آن دست نکش.

به تو قول می دهم که ارزشش را خواهد داشت.

 روزی خواهی آموخت تسلط بر تقدیرت و جامه ی عمل پوشاندن به رویاهایت هدف غایی

زندگی است. مابقی بی اهمیت است.

 

نوشته شده توسط .:: آزاده ::. | موضوع: | لینک ثابت |